گلاب آدینه در نقش زن مسنی بازی میکند که در بهشت زهرا کار میکند و همانجا هم زندگی میکند. اصل داستان زمانی آغاز میشود که بعد از سالیان دراز راهی تهران میشود. در اصل کل فیلم جریان مسافرت این پیرزن بیسواد است. نمیخواهم فیلم را نقد کنم . فقط چند نکته جالب که در این فیلم دیدم را مینویسم.

1) پیرزن در همان قبرستان یک خاطرخواه داشت. یک پیرمرد که او هم سالیان سال آنجا کار میکرد.

2) در طول فیلم پیرزن بارها سوار اتوبوس و مترو میشود اما همیشه ایستاده است. هیچوقت جایی برای نشستن پیدا نمیکند.

3) پیرزن ساده و بیسواد بود اما نه مثل همه پیرزنهای بیسواد دیگر . در عین سادگی از حق خود دفاع میکرد.

4) پیرزن قبل از رفتن به تهران صورت خود را بند میانداخت.

5) پیرزن وقتی سالمندان را در کهریزک میبیند به زندگی خود امیدوار میشود.

6) دختر فراری که پیرزن ملاقات کرد آب را با شیشه نخورد چون میگفت خیلیها فکر میکنند ما مریض هستیم.

7) پسر واکسی آب را با شیشه نخورد چون میگفت شیشه دهنی است.

هزاران نکته میشه با دیدن این فیلم نوشت. این فیلم واقعا هزاران نکته داشت. توصیه میکنم آنرا ببینید.

يك پاسخ برايش بگذاريد